ابو القاسم سلطانى
252
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
تاريخچه و كاربرد آن در طب سنتى : بيش از سه هزار و پانصد سال است كه اين گياه شناخته شده و در پاپيروسهاى مصرى از آن نام برده شده است . نام گياه از واژه يونانى Artemis الهه شكار گرفته شده كه بعدا روميها اين رب النوع را ديانا ناميدهاند به همين جهت شكسپير اين گياه را Diana's bud ناميده است واژه Absinthium نيز از آفنثيون 1 * Apsintion يونانى گرفته شده كه اين نيز ريشه آرامى دارد و به معنى " بدون شيرينى " مىباشد . واژه افسنتين در كتاب عهد جديد " صفحه 404 مكاشفه يوحناى رسول " آمده است بقراط و پلينى از آن نام بردهاند و ديوسكوريد ذيل Apsinthion كه حنين آن را به اوبسنتين معرب نموده مىنويسد : گياهى است معروف كه در نبطس ، قبدوقيا و كوه طورس مىرويد قابض و گرم و پاككننده موادى است كه در معده و شكم بوجود مىآيد تناول آن قبل از شراب مانع خمارى مىشود و با ساساليوس و سنبل در نفخ و درد شكم و معده موثر است و اگر از جوشانده يا آب آن تا ده روز بنوشند در يرقان و كمى اشتها سودمند است . اگر آن را با عسل مخلوط نموده در واژن شياف نمايند قاعدهآور مىباشد و مخلوط آن با سركه پادزهر سم كژدم 2 * ، شوكران 3 * ، راسو 4 * و اژدهاى دريائى مىباشد . ماليدن مخلوط شده آن با عسل و نطرون به حلق در ورم آن موثر است . همچنين جوشانده آبى آن در كهير و با عسل در كبودى زير چشم ، پرده گوش 5 * و چرك گوش موثر است و بخار دادن آن درد گوش را تسكين مىدهد و ضماد جوشانده آن با دوشاب 6 * بر چشم در خونريزى چشم 7 * موثر است و مخلوط آن با انجير و نطرون و آرد و شليم 8 * در ورم طحال و خيز عمومى انساج سودمند مىباشد و هنگامى كه گرد آن را در صندوق لباس بهريزند از بيدزدگى لباس جلوگيرى مىشود و اگر با روغن زيتون مخلوط و به بدن ماليده شود پشه مىگريزد . افسنتين كشنده كرم اسكاريس 9 * و نيز ملين مىباشد ( تت دياسقوريدوس م 3 ش 23 ص 249 ) . افسنتين ، ديوسكوريد گويد . . . 10 * ، بديغورس گويد آن گرمكننده است و بخصوص براى تقويت معده و از بين بردن فضولات آن سودمند و آن گشاينده گيرها ( ضد انسداد ) است . ابو جريح راهب گويد آن در ورم كبد و دست و پا ، سوء مزاج ، طاسى و فلسى شدن پوست 11 * و مسيح گفته است كه در صلابت رحم موثر است و نقل قول از ابن ماسويه است كه آن زيادكننده پيشاب مىباشد ( تت الحاوى جلد 20 ص 118 ) . هروى آن را خارجكننده صفرا و در تبهاى مزمن ، يرقان و سختى سپرز سودمند دانسته است و اخوينى آن را در درمان ذات الجنب ، تب نوبه سه يك 12 * و تب بلغمى 13 * به كار مىبرده است و ابو ريحان مىنويسد كه آن را به رومى افسنثيون و طبق گفته ابو معاذ به پارسى مروه و به زابلى مستار گويند ( الابنيه 16 ، هدايه المتعلمين موارد متعدد ، صيدنه عپ 53 ) . . . برخى از حكماء آن را شيح رومى ناميدهاند . افسنتين رنگ چهره را زيبا مىكند در درد گوش و ورم پشت گوش [ اوريون ] موثر است ( جامع مفردات ج 1 - 41 ) . در مصر مسيسه نامند ريختن قطره آنكه با زهره بز و روغن بادام تلخ تهيه شده باشد در كرى مزمن موثر است روغن افسنتين كه از قرار دادن گلها در چهار برابر وزن آن روغن زيتون يا روغن كنجد و ماندن آن به مدت 40 روز در آفتاب تهيه مىشود در يرقان ، سده جگر ، سپرز ، وقفه قاعدگى موثر است ( از تحفه 29 ) .